الشيخ أبو الفتوح الرازي
29
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اين قول ماست ، و اگر مراد آن است كه به قدرت محدث كسبش كنند اين تحديد شىء باشد به نفس خود ( 1 ) ، چنان است كه او را از تفسير كسب پرسيدند ، گفت : كسب آن باشد كه كسبش ( 2 ) كنند . دگر آن كه : به ادلَّه عقل معلوم شده است كه واسطه اى نيست از ميان محدث و قديم ، براى آن كه اين قسمت به معنى متردّد است از ميان نفى و اثبات ، اگر وجودش را ابتدا نبود آن را قديم خوانند ، و اگر وجودش را ابتدا بود آن را محدّث خوانند . حال اين كسب از دو بيرون نيست : يا قديم است يا محدث . اگر قديم گويند ، با خداى تعالى قدماى بسيار اثبات كرده باشند ( 3 ) ، و اگر گويند : محدث است ، آن را ( 4 ) محدث بايد يا محدثش خداى باشد يا ما باشيم ، اگر خداى باشد پس خداى مكتسب باشد و قادر به قدرت محدث ، و اگر ما محدث او باشيم ، فعل ما در حقّ او احداث باشد ، اين چنين است كه ما شرح داديم و اين روشن است آن را كه تأمّل كند . ابو مالك گفت : آيت در شأن دبيرى ( 5 ) آمد كه پيغمبر را بود - صلَّى اللَّه عليه و آله . آنچه پيغمبر بر او دادى كه بنويس ، بخلاف ( 6 ) بنوشتى ، [ 106 - ر ] به جاى غفور رحيم ، سميع عليم نوشتى ، و به جاى سميع عليم ، عزيز حكيم و مانند اين ، عاقبت مرتد شد و بگريخت . رسول - عليه السّلام - بر او دعا كرد و گفت : زمين او را مپذيراد . ابو طلحه روايت كند ، گويد : من حاضر آمدم به آن زمين كه او را دفن كرده بودند . او را ديدم بر بالاى زمين افتاده ، گفتم : اين مرده را چرا دفن نمىكنى ؟ گفتند : اين را چند بار دفن كرديم بر بالا افتاد ، من دانستم كه دعاى پيغمبر است كه در او رسيد . اين بكردند و نيز با خويشتن تمنّاى محال كردند كه : * ( لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً ) * ، گفت : دوزخ به ما نرسد الَّا روزى چند شمرده آنگه منقطع شود از ما . مفسّران در آن ايّام خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس و مجاهد گفتند : چون رسول
--> ( 1 ) . آج ، لب ، مر : او . ( 2 ) . دب ، مر : كتبش . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر باما . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : او را . ( 5 ) . اساس : كلمه را به صورت « ديگرى » نوشته و روى آن خط كشيده است و در زير كلمه نوشته : كاتبى ظ ، با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها آن .